مکیدن دست
سلا عسلم
فاطمه 46 روزه:

فاطمه 48 روزه:
حاضر شدی بری ددری عسلم، وقت حاضر شدن گریه سر میدی شیرییییییییییییییین بعدش خواب نازی میری که آدم دوست داره بخورتت .

فاطمه 48 روزه :
خونه مامان جون بودیم که با صدای ملچ ملوچت من و مامان جون اومدیم تو اتاقی که شما خوابیده بودی پتو
روت بود برداشتیم دیدیم دستت رو بردی تو دهنت و مک میزنی 4 ساعت بود که شیر نخورده بودی با کمال
مظلومیت داشتی دست میخوردی . البته با زور میخواستم بهت بدم شما قبول نمیکردی...
اولین مکیدن دست:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مکیدن دست 


