حرکت کردن
سلام کوچولو


عزیزکم شما خیلی فعالتر از اونی هستی که فکرشو میکردیم آخه ابجی معصومه زیاد غلت نزد اما شما از 18 دی شروع به غلتیدن کردی یعنی 4 ماهگی و الان که 20 اسفنده فراتر رفتی و بعد از غلتیدن به شکم بعد به پشت میغلتی و کل خونه رو میگردی. چند باری نزدیک بود از تخت بیوفتی و لحظه آخر تو هوا گرفتیمت.
این روزا خونه تکونی داریم و سرم خیلی شلوغه اما خوشگل مامان میخوای که پیشت بشینم و باهات بازی کنم یا دوست داری پشتت رو بگیرم خودت بشینی . خلاصه اصلا اجازه نمیدی من کارام رو انجام بدم .
اصلا روی پشت نمخوابی به محض اینکه میذارمت زمین میچرخی و گریه میکنی تا بیاییم پیشت.
لثه هات شدیدا میخاره و دوست داری یه چیز به دهن بگیری و محکم گاز بزنی مامان فدات بشه عزیزم.
خیلی خوش خنده ای و هر کسی رو حتی برای اولین بارم که باشه ببینی میخندی و دل میبری. قربونت بشم مامانی مهربونم 
اونقدر احساساتی هستی که نگو . سرتو میذاری رو روشونه م و ارامش میگیری یا یه صدایی جدیدا در میاری از بین لثه هات مثل صدای بوسه . دایم اون صدا رو در میاری و ما ذوق میکنیم و تو میخندی.
حسابی سوپ خور شدی و انواع سوپ ها و عدسی رو میخوری عزیزم ومشکل وزنت هم حل شده خداروشکر. و شکمت که کار نمیکرد الان خیلی خوب شدی و مامانو از نگرانی در آوردی.
دخترکم اینم عکس عزیز منه الان 5 _6 ماهه مریضه و خونه مامان جونه دعا کن زود خوب بشه 


حرکت کردن 
