اولین بهارت مبارک عسلم
سلام دخترم 
دیشب ساعت سه راه افتادیم به سمت مشهد مقدس تا برای سال تحویل اونجا باشیم .
شما یواش یواش داری به نشستن عادت میکنی خیلی ذوق میکردی وقتی همه دور هم مینشستیم و شما هم نشسته بودی ...
بابایی مهربون صندلی پشت رو با پتو پر کرده بود تا دو خواهر راحت کنار هم بازی کنن و دراز بکشن..


ساعت 4 بعداز ظهر به مشهد رسیدیم و تا ساعت 8 شب هتل پیدا کردیم و رفتیم که استراحت کنیم و برگردیم بریم حرم اما خواب موندیم
خلاصه صبح شد و سا تحویل شده بود عیدت مبارک قندک من.
.gif)
اولین عید زیبای تو در پیشگاه امام رضا (ع) خیلی زیباست.خوش به حالت مامانی.
.gif)
هوا نه گرم بود نه خیلی سرد اما ما لباس گرم برداشتیم تا سرما نخوریم...
از شانس ما هوا بسیار گرم شد و ما بخار پز شدیم از اونجایی که فکرشو نمیکردیم اینقدر گرم بشه و لباس خنک براتون برنداشتم شما رو با لباس خونه میاوردم بیرون.
فاطمه در حرم امام خوبی ها


زیارتت قبول مامانی
اینم برات یادگاری خریدم مبارکت باشه 



اولین بهارت مبارک عسلم 
