ماه آخر ماه خداحافظی و سلام
سلام دخمل مامان 
نهمین ماه یعنی آخرین ماه میزبانی من از یه فرشته پاک و معصوم تو دلم: دختر نازم عسلم که این
کلمه عسل نمیتونه شیرینی تو و شیرین کاری هات رو وصف کنه ، عاشقانه منتظر دیدن روی ماهت هستم
گلم.
مختصر و مفید میگم که مامانی دیگه نمیتونه مثل قبل پای کامپیوتر بشینه و ساعت ها باهات درد و دل کنه ، و
برات بنویسه ایشالا وقتی دنیا اومدی هر چیزی که جا مونده بود برات مینویسم .
همینو بگم که این ماه برای من خیلی ماه قشنگیه و البته برای بابایی چون کاملا حرکت هاتو حس میکنیم و
میبینیم .
با اینکه خیلی درد های عجیب و غریب میاد سراغم و مامان جون میگه درد ماهه و باید تحمل کنم من هم به
عشق شما فسقلی تحمل میکنم . بعضی وقتا فکر میکنم امشب به دنیا میای ولی صبح که از خواب بلند
میشم و تکون خوردنت رو حس میکنم بازم میگم خداروشکر که سلامتی .
چند وقته دکترم رفته مسافرت و دو هفته نیست با اینکه خیلی اضطراب دارم اما میدونم خدایی که تو رو بهم
داده مراقبته و لطفش مثل همیشه شامل حالمون هست ...
مامانی خیلی شکمو شده البته بیشتر دوس داره میوه و خرما و شیر بخوره که برای وزن گیری ماه آخر هم
خیلی خوبه .
قلمبه مامان به محض اینکه صب چیز شیرین میخورم تکون میخوری و اگه فقط آب بخورم سکسکه میکنی
شکموی من.
بعضی وقتا دردهام خیلی زیاد میشه و من میرم خونه مامان جون و ایشون ازم مراقبت میکنه .ممنونم مامان
جون مهربون .معصومه فسقلی هم بیشتر اوقات پیش اونهاست تا من بیشتر استراحت کنم.
بابایی مهربون ،همسر عزیزم علیرضا خیلی مراقبمه و همه چیز رو فراهم کرده و کمک کرد تا خونه رو برای ورود
یه نی نی ناز تمییز و مرتب کنیم.
خلاصه من عاشقانه و بیصبرانه منتظر ورودت هستم گلم. خیلی استرس دارم ولی راستشو بخوای خیلی
دوست دارم زودتر از وقت معین به دنیا بیای تا هم زودتر ببینمت و هم از این دردها خلاص شم و بیشتر به خاطر
آبجی معصومه که صبورانه داره دوری من رو تحمل میکنه. خیلی دوستون دارم امیدوارم به سلامت به دنیا بیای
فسقلی مامان و بابا.


بقیه مطالب باشه برای وقتی که به دنیا اومدی مامانی .واقعا دوستت دارم 


ماه آخر ماه خداحافظی و سلام 
