شیرین کاری های 14 ماهه من
سلام کوچولو
شیرین زبون و نازدونه ما جدیدا دیگه برا خودت راه میری و کلی کیف میکنی .هنوز دستاتو باز نگه میداری برا کنترل بدنت چیگرم.
بعضی وقتا دلم میخاد بغلت کنم و فشارت بدم اما میترسم کاری که داری میکنی یادت بره اونقدر کارهات شیرین و بانمک شده که نگو مثلا برا خودت حرف میزنی مثلا کلمه بووو رو خیلی به کار میبری نمیدونم چیه اما سرتو این ور و اونور تکون میدی و میگی بووو بوووو آخه چی میگی جیگر طلا ما فقط تایید میکنیم و تو ادامه میدی.
کار دیگه ای که ما رو عاشق کرده اینه که لب هاتو رو هم میاری و یه طرفشو باز میکنی و صدا (بووو)در میاری مثلا خودتو لوس میکنی با این کار شیرین من.
یه کلمه از من یاد گرفتی اونم دست نزنه وقتی پوشک تو باز میکردم دستت رو میاوردی پایین من گفتم دست نزن و تو میخندیدی به این خاطر با بازی این کار رو ادامه دادم و با شوخی و خنده میگفتم دسسسست تو هم میگفتی نز (نزن) الان دیگه به هر چی که نباید دست بزنی میگم دسسست تو میگی نز ولی باز دست میزنی مامان فدات بشه
شیطنت دیگت اینه که میری پای تلفن و دست رو پیغام گیر میزاری و تا صدای پیام ها در میاد فرار میکنی البته فقط به صدای بابا روی خوش نشون میدی و دایم صدا میکنی بابا بابا...
قبلا به مدت دو سه روز منو مامان صدا کردی و بعد از اون به من و معصومه هم میگی بابا البته چنان با شدت و قشنگ میگی که ما لذت میبریم فدا شم.
وقتی میخای صدامون کنی سرتو میاری جلو و چشماتو درشت میکنی و بلند و با شدت میگی بابا بابا
مفهوم نه و اره رو فهمیدی و ازت سوال که میکنیم اگه جوابش نه واضح میگی نه واگه اره سرتو میاری پایین و چشماتو میبندی ...
کفش یا دمپایی تو خونه پیدا کنی میری سراغش و یه پاتو میکنی توش و کل خونه رو طی میکنی عسلم.
تو تبلیغای تلوزیون عاشق تبلیغ قلم چی هستی اون بچه هایی که میگن ما تو کانون ثبت نام میکنیم رو خیلی دوست داری و یهشون میگی جی جی...


شیرین کاری های 14 ماهه من 
