فاطمه بانوفاطمه بانو، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
معصومه نازممعصومه نازم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

فاطمه ،مسافر بهشت

ماه هفدهم و باز شدن زبون دخترکم

1394/11/27 1:43
233 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم آرام

دختر نازنینم ،فرشته کوچولوی خونمون ،و مهربونم سلام 

17 ماهگیت مبارک گلم . مامان جونم امیدوارم منو ببخشی که خاطراتت رو یه ماه به یه ماه مینویسم ، باور کن وقت کافی ندارم برای تایپ کردن عزیزم .بغل الانم شما خوابیدین و ساعت 1 شبه و من دارم با گوشیم تایپ میکنم چون اگه پای کامپیوتر بشینم بیدار میشید.خجالت

عزیزکم هر روز برای ما دنیایی از شادیه چون با انرژی که تو داری روزمون رو با انرژی و خنده و شادی شروع میکنیم تاااااااا شب . قربون قد و قامتت بشم من لباسهات هر روز برات کوچیک میشن و من باید هر ماه چند دست لباس برات تهیه کنم ماشالله قدت بلنده و زود به زود قد میکشی . دکترت گفت جزو 95 درصد قد بلندایی قربونت بشم خداروشکر و هزار ماشالله. جشن

عزیزم چکاپ این ماه نشون داد که شما فقر آهن و ویتامین Dداری و الان داری دارو میخوری تا بعد عید ان شالله دوباره آزمایش بدیم . مامان تمام تلاششو میکنه تا این مشکل حل بشه گلم.غمگین

اوایل 17 ماهگیته و شما 8 دندونه هستی و دندونای جلو کامل شدن مبارک باشه عسلی. بوس

هزار ماشالله  فعالیتت زیاده و دیگه دو سه روزه (4 بهمن) خودت اروم از پله اشپزخونه بدون کمک بالا و پایین میری یه کم بی پروایی و مراقب خودت نیستی بعضی وقتا میخوری زمین .دلشکسته

نمیدونم گفتم که به اب خواستن میگفتی آب خووووام یا نه اوایل 17 ماهگیت این جمله رو زیاد میگفتی الان که اواخر 17 ماهگیته این جمله تبدیل شده به آب خوااااای ؟ اونم به صورت سوالی البته هر چی که میخوای اینو به کار میبری مثلا شیر که میخوای میگی  ممه خواااای؟؟؟؟  خجالت

دیگه این که عزیز دل مامان شده یه طوطی  و هر چی ما میگییم رو تکرار میکنی مثلا

یه روز من و بابا داشتیم در مورد فیلم کیمیا صحبت میکردیم بابا به من  گفت مشفق چی شد

؟ شما در حالت نشسته خم شدی و به صورت ما نگاه کردی و گفتی مشفق چیه؟؟از ا ن روز به بعد فهمیدیم همه کلمات رو میتونی ادا کنی فقط بلد نیستی حروف رو کنار هم بچینی و اگه برات واضح و بلند بگیم کامل ادا میکنی دختر باهوشم ماشاللهتشویق

صدات که میکنیم خیلی شرین و خوش صدا میگی چیییییییه؟؟؟

چند روز پیش تو ماشین که داشتیم جایی میرفتیم اشاره به ماشین های دیگه کردی گفتی ماشیین

کلمات زیادی رو میگی باید فکر کنم تا یادم بیاد

مامان ، بابا ،نی نی، جوجو، آب بازی، تاب بازی، دد، ماشین، دس(دست) ، با(پا)، آب خوای؟(اب میخوام) ،اخ(زباله یا پوشک) ، جیش، اموم (حموم)، عمه، عمو ، جااان ، معوص( معصومه)، هم(خوردنی)، بالا، آن (onبرای روشن شدن تلوزیون)، باز، خواب؟ (خوابیدن) ، داگه(داغه) 

تا از روی زمین زباله پیدا میکنی میبری میندازی تو سطل آشپزخونه.تشویق

وااای از دست تو ، امان از دست تو برای آشپزخونه ، ظرف هام همه ناقص شدن هر روز یه ظرف میشکنه از دست تو . تمام ظرفهامو جمع کردم تو یه کابینت و درشو بستم اما بازم میشکنه . سطل زباله های خشک بیرون از کابینته و شده وسیله بازی شما فسقلی و دایم میری درشو برمیداری و کاغدا و پلاستیکا رو میریزی بیرونکچل

یکی از بازیهای بامزت با معصومه چرخیدن دور خودتونه و کلی کیف میکنید از این کار . فرشته

هر چیزی که میخوای بازش کنی و نمیتونی میاری میدی به ما و میگی باز؟

قربون اون دندونای نازت بشم دو تا از دندونای آسیا هم تشریف آوردن به سلامتی از بالا 10 دندونه شدی

خداروشکر یه کم جویدن برات راحت تر شده اما حیلی درد کشیدی تا در اومدن فدات شم گریه

وقتی میگیم 1_2_3  میپری بالا خیلی ناز این کارو میکنی چون اصلا بالا نمیری فقط فکر میکنی که پریدی و کلی ذوق میکنی.جشن

همه جای صورتت و بعضی از جاهای بدنت رو شناختی مثل چشم ابرو دهان دماغ مو گوش گوشواره لپ دندون زبان دست النگو پا انگشت و شکم همه اینا رو ازت که میپرسیم نشون میدی در آخر نافتو نشون میدی و میگی ممهقه قهه

یه وقتایی که معصومه دراز کشیده و شما هم سرحالی میری سراغشو با ناف معصومه بازی میکنی و میگی ممه و قلقلکش میدی شیطونکم آخه این چه کاریه ؟؟؟خنده

دد رفتن رو خیلی دوست داری و از خونه برگشتن بیزار . در خونه که باز میشه میپری تو راه پله و پله ها رو میری بالا اونم باسرعتبای بای

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)