ده روز اول
سلام دخترکم
به خونه خوش اومدی مامانی . دختر لپ گلی من .

فاطمه دو روزه
وقتی ما اومدیم خونه معصومه خونه نبود پیش مادر جون بود . وقتی اومد مستقیم وارد اتاق خواب شد و من و
نی نی رو با تعجب همراه با خنده نگاه میکرد . از این لحظه خاله مهربونت راضیه فیلم گرفته . معصومه اومد بالای
سرت و بوست کرد و بعد بغلت کرد . با هم عکس انداختید.

بعد از دیدار معصومه با فاطمه

روز سوم فاطمه در خواب ناز
بعد از روز سوم همراه مامان جون رفتیم خونشون تا من اونجا بمونم و استراحت کنم. چند روز اول بدنم خیلی
خسته بود و به کمک احتیاج داشتم اما خداروشکر شبا اذیت نمیکردی و میذاشتی مامانی بخوابه قربونت بشم
من

فاطمه 4 روزه :

بغل آبجی لالا کردی
روز هفتم برات عقیقه کردیم و یه ولیمه خانوادگی ترتیب دادیم البته خونه مامان جون . همه خواهر برادرا و
مامانبزرگا بودن البته به اضافه عمه فاطمه بابا و پسر عمه محمود و دامادهای عمه مرضیه و خانم بهشتی .
یه جشن خودمونی و خوبی شد . امیدوارم همیشه سلامت و شاداب باشی عسلم.

فاطمه 7 روزه:



کیک تولدت(روز 7 )

شب نهمین روز تولدت اومدیم خونه خودمون مامان جون خیلی خسته شده بود و باید استراحت میکرد . بنده
خدا فردای اون روز یعنی روز دهم اومد خونمون و شما رو برد حموم تا تر گل بشی مامانی . دست شما درد نکنه
مامان جونم.
فاطمه 10 روزه:

فاطمه ده روزه ما 

قربون خندت بشم مامانی



ده روز اول
مامان دو فرشته