فاطمه بانوفاطمه بانو، تا این لحظه: 12 سال و 26 روز سن داره
معصومه نازممعصومه نازم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

فاطمه ،مسافر بهشت

10ماهگیت مبارک فسقلی

1394/5/6 11:18
266 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان و بابابوس

                                              

دختر ناز و کوچولوی ما 10 ماهگیت مبارکجشن

ببخشید مامانی که دیر به دیر برات مینویسم آخه شما دو تا برام دیگه وقتی نمیذارین که بخوام بیام پای کامپیوتر و تایپ کنم عزیز دلم هر چی که برات مینویسم با عشق و از ته قلبمه و امیدوارم به دلت بشینه مامانی این نوشته ها رو برای آیندت می نویسه تا هم براش یادآوری بشه این روزای شیرین هم خودت بدونی چقدر ناز و با نمک بودی عسلممحبت

دختر نازنینم اوایل ورود به ده ماهگیت بود که سرسری کردن رو یاد گرفته بود و کلی ذوق میکردی رای این کار و همچنین دست دسی کردن رو خیلی دوست داشتی البته نمیدونم گفتم یا نه تو دست زدن رو با خندوانه یاد گرفتی و شبا تا خندوانه شروع میشه دست دسی میکنیتشویق

همون اوایل تیر بود یاد گرفته بودی  وقتی میذاشتیمت رو مبل دراز میکشیدی و با پشتت تلاش میکردی بیای پایین به همین خاطر دیگه تنهات نمیتونستم بذارم شیطونکمنه

علاقه زیادی به روروئک نداری و دوست داری رو زمین سینه خیز بریدلخور

15 تیر هم بود که دومین دندون نازت هم بالاخره اومد بیرونخندونک

 

                                              

 

 

یاد گرفته بودی با دهنت صدا دربیاری و کلی ذوق میکردی نمیدونم فوت کردن بود یا بوب کردن کلی آب دهنتم میریخت بیرونزبان

                           

عاشق تاب بازی هستی و اگه تو اوج گریه کردن باشی بذاریمت رو تاب ساکت میشی . راستی یه روز که گذاشته بودمت رو تاب و هلت میدادم با صدای آروم گفتی دا دا دا دا فهمیدم داری میگی تاب تاب تاب تاب 

عزیز دلم شیرین زبونم کیف کردم و کلی تابت دادممحبت

از اون وقت به بعد بابایی هم که تو بغلش تابت میداد یا اصلا حرف تاب رو میزدیم تو ناخوداگاه میگفتی دا دا دا دا بوس

تو اتاق که میخوابیم برای اینکه تاریک بشه و خوابمون ببره در رو میبندیم بعد شما میری پشت در و باز و بسته میکنی و میخندی . این یکی از تفریحات شماسبوس

هر وقت که از غذایی خوشت میاد سرسری میکنی فکر کنم منظورت به به گفتنه عشق مامانخوشمزه

دیگه با آبجی معصومه همبازی شدی و میری اتاقش با هم بازی میکنید آبجی هم خیلی مراقبته تا مداداش یا قیچیش رو زمینه سریع برمیداره تا شما کار دست خودت ندی...نه

تازه بغل کردنت رو هم یاد گرفته و راه به راه بغلت میکنه و اگه من نتونم سریع میره و تو رو میاره برام..

صبحا زودتر از آبجی بیدار میشی و تا از سر و کولش بالا نری آروم نمیشی یا موهاشو میکشی یا دست میکنی تو چشم و دماغش یا گازش میگیری...خنده

                                       

ماه رمضونه و من به خاطر شما دوتا نتونستم همه فامیل رو افطاری بدم فقط مامانجونینا و دایی و خاله اومدن خودشونم کمک کردن دستشونم درد نکنه.

وسطای ماه رمضون هم شدیدا سرماخوردیم 4 تایی نمیدونم دکترا میگفتن ویروسه که با خاک اومده و ریه ها رو تحریک میکنه و کلی سرفه میزدیم خداروشکر با استراحت و دارو و سوپ زود خوب شدیمخواب آلودخسته

دیگه خداروشکر غذای سفره رو خوب میخوری و نیازی به میکس کردن نداری اما من همچنان برات سوپ و دسرهای میان وعده درست میکنم مامانی بوس

عاشق میوه های تابستونی مثل قطره طلا و هلو و آلو .جدیدا طالبی هم بهت میدم  هندونه هم دوست داری نوش جونت عسلممممچشمک

یواش یواش از همه چیز کمک میگیری و بلند میشی و چند قدمی راه میری اگه وسیله ها پیوسته بود کل خونه رو دور میزدی .

                                                   

نه ماه و بیست روزت هم بود که از حالت سینه خیز بلند شدی نشستی و خیلی احساس خوبی داشتی به ما نگاه میکردی و می خندیدی و دوباره میخوابیدی و بلند میشدی نانازم مبارکت باشه پیشرفتت تشویق

زبونت رو میاری پشت لبت و میچرخونی و کیف میکنی...خندونک

                                                   

از فعالیت ای جدیدت بگم که شاهکاره 

اشاره کردن رو خوب یاد گرفتی و به ساعت وتلوزیون و الو ( آیفون) عکس آقا و گل و معصومه اشاره میکنی و خوب میشناسیشون البته گاهی اوقات که همه رو با هم ازت میپرسیم قاطی میکنی گیج

دستتو میذاری کنار گوشتو الو میکنی به الو میگی ااااووووآرام

کار زیبای دیگت هم چهار دست و پا رفتنته خداروشکر از حالت سینه خیز بلند شدی و دیگه سینه ت درد نمیگیره معلوم بود خسته شدی عزیز مامان خلاصه مبارکت باشه گلم .خیلی خوشحالی انگار با سرعت بیشتری میتونی حرت کنی ذوق داری.فرشته

فعلا مهربونم خداحافظ

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (1)

همراه رایانه
6 مرداد 94 15:19
همراه رایانه مرکزی شبانه روزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای تلفن :9099070345 www.poshtyban.ir